چو طوفان بلا درملک برخاست ........ نهان شد اختر آسوده حالی
به کشور قامت آزادمردان ............... بزیر بار محنت شد هلالی
مکان صالحان شد کنج اندوه ............ نصیب ناکسان شد کاخ عالی
سفیهی بر وزارت گشت منصوب ....... دبنکی بر ولایت گشت والی
حریفان ماستها را کیسه کردند ......... که قائم شد اصول ماستمالی
به راه اعتدال از بس نرفتند .............. به کشور چهره شد بیاعتدالی
کسی شد چارهسازحال مردم ............. که هر ساعت شود حالی بحالی
شغال مرده از سوراخ برجست .......... گرفت از سر ره و رسم شغالی
سگان را نغمه ارشاد برخاست ........... خران را دعوت صاحب کمالی
دغلبازان ز کس پروا ندارند .............. الا ای خضر ره جای تو خالی
اصلا به من چه ، شعر را مرحوم رهی معیری گفته ، آن هم در سنوات ماضی یعنی دهه بیست
|